شعری از فرزاد حسنی



یه قبله پشت چشماته، که مغناطیس ُ رد کرده

شبای قبل تو باید ، به این تقویم برگرده

کنار قلب تو مثل ِ ، یه مَردم رو به خوشبختی

تو احساسی بهم میدی، شبیه ِ غیرت ِ تختی


تو می پوشونی موهاتو ، غروب غنچه وا میشه

یه مرد از دامن پاکِت ، طرفدار ِ خدا میشه


به عشقم مرهمی خانوم ،مثه گلدسته و کاشی

فدای اون حَیاتونَم، خانومی که شما باشی


میدونم گاهی از دستم ، شبا با بغض میخوابی

نمی فهمم چی کم داری ، چرا انقدر بی تابی


ازم بگذر اگه راحت ، نگفتم دوستت دارم

اگه غمگین بشی از من، گره میفته تو کارم


چه معمولیه رفتارم ، کنار قلب خوش نامت

ولی باور بکن خانوم ، هنوزم سخت میخوامت


[ پنجشنبه نهم آبان ۱۳۹۲ ] [ 1:38 PM ] [ مریم ]
[ ]