سنگ دربرکه...

سلام

درود به همه شما دوستانی که برای این دیدار مجازی به همراهی آمدین برای این بار براتون یک شعر قشنگ از شاعر معاصر جناب آقای فاضل نظری را تهیه دیدم

 

 

 

به نسیمی همه ی راه به هم می ریزد

کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد

سنگ در برکه می اندازم و می پندارم

با همین سنگ زدن ماه به هم می ریزد

عشق برشانه ی هم چیدن چندین سنگ است

گاه می ماند و ناگه به هم می ریزد

آنچه را عقل به یک عمر به دست آوردست

دل به یک لحظه ی کوتاه به هم می ریزد

آه یک روز همی آه تو را می گیرد

گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد

 

 


[ چهارشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۸۷ ] [ 1:29 PM ] [ مریم ]
[ ]

روح خدا

یا نور یا قدوس

سلام 

بعضی وقتها ذهن که درگیر باشه خیلی از حوادث و وقایع مهم را که با هم تداخل پیدا میکنن گزینش میکنه مثل ذهن من که درمیان دو واقعه شهادت حضرت زهرا(س) و وفات حضرت امام

از خاطرم رفت که شعر سهیل محمودی را بزنم

  پایان نامه است دیگه!

نباید از شب وتشویش با  تو صحبت کرد

 زعقل فاصله اندیش با تو صحبت کرد

شکوه روح تو را دشمنت نمی فهمید

اگر ز وحشت تشویش با تو صحبت کرد

دل بزرگ تو از آفتاب لبریز است

خطاست از شب و سردیش با تو صحبت کرد

حضور روشنت آئینه شکیباییست

همیشه می شود از خویش با تو صحبت کرد

دل از تلاوت وحی کلام تو پنداشت

که جبرئیل دمی پیش با تو صحبت کرد

تو محو مذهب عشقی و هیچ جایز نیست

از این جماعت بد کیش با تو صحبت کرد

دلم گرفته  و شایسته ملامت نیست

اگر که بیشتر از پیش با تو صحبت کرد 


[ یکشنبه نوزدهم خرداد ۱۳۸۷ ] [ 8:38 AM ] [ مریم ]
[ ]

فاطمه هم رفت

تقدیم به بزرگ زن عالم وجود انسیه حوریه حضرت زهرا (س)

 

  ازل برای ابد ملک لایزالش بود

چه فرق می کند آخر که چند سالش بود

حریم عرش خدابود سقف پروازش

تمام وسعت عالم به زیر بالش بود

وجود خون خدا را به شیر خود پرورد

بزرگ کرب و بلا طفل خردسالش بود

پس از غروب که خورشید راه خانه گرفت

چراغ کوچه ی شب قامت هلالش بود

زمین شب زده را رشک آسمان می کرد

اگر فزون تر ازآن خطبه ها مجالش بود

 

(منتسب به مهدی نژاد)

 

 


[ دوشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۸۷ ] [ 12:20 PM ] [ مریم ]
[ ]

محمود غزنوی و محمود احمدی نژاد

سلام شرمنده با اینکه از اول هم خیال باز کردن مباحث سیاسی را نداشتم و ندارم امروز یک مطلب نوشتم که امیدوارم برداشت سیاسی از آن نکنید یک سوال جالب اگه گفتین فرق سلطان محمود غزنوی با سلطان ببخشید دکتر محمود احمدی نژاد چیه؟؟ . . . . . سلطان محمود غزنوی به جز از ایرانیهای بدبخت از هندی های بیچاره هم باج میگرفت اما. . . .محمود احمدی نژاد از همه چیزما ایرانی ها باج میگیره حتی از پودر لباسشویی ... شما نظرتون چیه؟
[ شنبه یازدهم خرداد ۱۳۸۷ ] [ 12:36 PM ] [ مریم ]
[ ]

حوریه های بهشتی و عفت عمومی!!!!

دیروز به خدا فکر  می کردم

به حقارت انسان!به پرت بودنش از مرحله و به گناهان و.....

 یک نکته جالب به ذهنم رسید که بهتر دیدم با شما مطرحش کنم

 اگه مثل من کنجکاو باشین به خیلی مباحث سرک بکشید به واژه مثل این کار عفت عمومی را خدشه دار میکنه برخورد کردین

تا حالا فکر کردین خدا بی خیال این حرفها چطوری اومده حوریه های بهشتی را وصف کرده

شانس اوردیم آخه اگه دست بعضی از ما انسانها بود تا حالا صد مرتبه به سانسور کشیده شده بود


[ دوشنبه ششم خرداد ۱۳۸۷ ] [ 1:28 PM ] [ مریم ]
[ ]

وطن...

دوباره ميسازمت وطن

اگرچه با خشت جان خويش

ستون سقف تو ميزنم

اگر چه با استخوان خويش

دوباره مي شويم از تو

خون به سيل اشك روان خويش

اگر چه صد ساله مرده ام

به گور خود خواهم ايستاد

كه بركنم قلب اهرمن را به نعرهي آنچنان خويش


[ شنبه چهارم خرداد ۱۳۸۷ ] [ 1:14 PM ] [ مریم ]
[ ]